تعریف ارزشیابی :                                                                                                          

ارزيابي آموزشي عبارت از انعکاس فعاليت هاي يک واحد يا پديده ي آموزشي در جهت بهبود و پيشرفت  برنامه ها و فعاليت ها براي نيل به بازده و برون داد  مورد نظر. (عباس بازرگان1380)

 هدف هاي ارزشيابي
ارزشيابي وسيله اي براي رسيدن به اهداف زير می باشد:
1 - شناخت توانايي و زمينه هاي علمي شاگردان و تصميم گيري بري انجام فعاليت هاي بعدي آموزشي
2 - شناساندن هدف هاي آموزشي در فرآيند تدريس 3 - بهبود و اصلاح فعاليت هاي آموزشي
4 - شناخت نارسايي هاي آموزشي شاگردان و ترميم آنها 5 - ايجاد رغبت و کسب عادات صحيح آموزشي در دانش آموزان 6- ارتقاي دانش آموزان
دسته بندی ارزشیابی های آموزشی با توجه به زمان و هدف استفاده از  آنها:
1.ارزشیابی آغازین    2.ارزشیابی تشخیصی   3.ارزشیابی تکوینی   4.ارزشیابی پایانی
 ارزشیابی توصیفی:              

این طرح الگوی کیفی است که تلاش می کند بر خلاف الگو های رایج ارزشیابی ،به جای کمی نگری از طریق توجه به معیار های برنامه درسی و آموزشی،به عمق و کیفیت یادگیری دانش آموزان توجه کند و توصیفی از ضعیت آنها ارائه دهد و ارزشیابی را در خدمت آموزش و یادگیری قرار دهد. 

نقش ارزشيابي در ارتباط با اجزا نظام آموزشي:

1.    نقش نظارت بر اهداف  2. نقش نظارت بر برنامه ها 3. نقش نظارت بر ابزار و روش اجراي برنامه 4. نقش بازخورد دهنده 5. نقش ارائه دهنده اطلاعات 6. نقش هدايت کننده شيوه مطالعه دانش آموزان و شيوه تدريس معلمان 7. نقش ارتباطي ارزشيابي

منابع:
بازرگان،عباس(1380). ارزشيابي آموزشي. تهران، سمت.
سيف، علي اکبر(1387).سنجش فرآيندو فرآورده يادگيري:روشهاي قديم و جديد. تهران : دوران.
سيف، علي اکبر(1379). روانشناسي پرورشي چاپ پانزدهم(1385)، ويراست پنجم.تهران: آگاه.
سیف،علی اکبر(1382).اندازه گیری،سنجش،ارزشیابی آموزشی.تهران:دوران
کديور،پروين(1379). روانشناسي تربيتي. تهران: سمت.
کیامنش،علیرضا(1373).روش های ارزشیابی آموزشی(رشته علوم تربیتی).تهران:دانشگاه پیام نور
نوذري، ابوالقاسم(1374). مقدمه اي بر سنجش واندازه گيري علوم تربيتي. تهران:آواي

 

 

 

 

 

مقدمه :
سازمان هاي آموزشي جهت تحقق اهداف به ارزشيابي برنامه هاي خود نياز مبرمي دارند تا معلوم شود که اقدامات و عمليات انجام شده تا چه حد با ملاک ها و موازين پيش بيني شده تطابق دارند . امروزه ارزشيابي در سازمان هاي آموزشي بازواني قوي براي مديران و معلمان است که به کمک آنها مي توان در مورد قطع ، ادامه ، اصلاح يا تعديل و توسعه برنامه هاي آموزشي و درسي تصميم گيري نمود
زير بناي مشکلات و مسائل نظام آموزشي ايران ، ضعف يا فقدان ارزشيابي مطلوب و عدم توجه به اصول ارزشيابي است . ارزشيابي ها منبع تصميم گيري قرار نمي گيرند ومفهوم ارزشيابي جايگاه علمي و واقعي خود را به دست نياورده است هنوز ارزشيابي در نظام آموزشي به خاطر سابقه ي فرهنگي و تاريخي ، مترادف بازرسي ، مچ گيري و تفتيش تصور مي شود و عوامل متعددي از قبيل روش هاي نامناسب اجرايي و فقدان افراد متخصص ارزشيابي آموزشي ، متاسفانه اين تصور را قوت مي بخشد به طوري که ترس و واهمه از ارزشيابي و مقاومت در برابر آن همواره از مسائل و مشکلات مبتلا به نظام آموزشي به شمار مي رود .                                                            
از طرف ديگر ، ارزشيابي ميزان موفقيت هدف ها را نشان مي دهد و به طور مستمر و مداوم برنامه هاي آموزشي را مي سنجد ، بنابر اين اگر برنامه هاي آموزشي و درسي و فرآيند ياددهي – يادگيري دائماً در حال ارزشيابي نباشند ، آموزش وپرورش حال پويايي خود را از دست     مي دهد و حالتي ايستا به خود مي گيرد . زيرا معايب و محاسن آن مشخص نمي شود وچنين موقعيتي با روح آموزش وپرورش سازگار نيست .
به طور کلي هدف ارزشيابي آن است که ميزان نزديکي به نتيجه ي مورد نظر را نشان دهد و همچنين روشن نمايد که تغييرهاي ناشي از اجرا، تاچه حد در نيل به هدف هاي مطلوب موثر واقع گرديده است . به عبارت ديگر در ارزشيابي منظور آن است که روشن شود آيا موضوع مورد نظر مطابق با طرحي که براي اجراي آن تنظيم يافته ، انجام گرفته است يا نه ، در صورتيکه نتايج عمليات از مسيري که نيل به هدف هاي مطلوب را تامين کند منحرف شده باشد بايدبتوان اقدماتي در جهت جلوگيري از وقوع يا تکرار اين قبيل انحرافات انجام داد به زبان ساده تر مقصود از ارزشيابي اين است که دريابيم در ابتدا کجا بوده ايم ؟ مطلوب ما چيست ؟ و در اين راه تا کجا پيش رفته ايم و همچنين چه طرق و وسايل مفيد تري براي نيل به اهداف مور نظر وجود دارد ؟

 

 

 

هدف ارزشيابي روشن نمودن خطاها ، انحراف ها و معايب و محاسن برنامه است وکسب اطلاعات بيشتر که به نوبه ي خود بتواند در اخذ تصميمات مربوط به برنامه ها موثر باشد در

اين صورت است که با کشف راه حل هاي سودمند دست اندارکاران نظام آموزشي را در راه رسيدن به اهداف ياري مي بخشد .
ارزشيابي در سازمان هاي آموزشي در مقايسه با ساير سازمان ها از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا آموزش وپرورش فرآيندي غير قابل کنترل است و ارزشيابي از آن کار بسيار مشکل و ظريفي مي باشد مدرسه به عنوان يک سازمان آموزشي مکاني است که اهداف نظام آموزشي در آن محقق مي شود بنابراين ارزشيابي از کليه ي ارکان و پديده هاي آن به ويژه فرآيند ياددهي – يادگيري از اهميت خاصي برخوردار است طرح مدرسه محوري که به تازگي در نظام آموزشي ايران مطرح شده است . تاکيد بر اهميت همين مطلب است در اين طرح که با مفاهيم تفويض اختيار بيشتر ، تمرکز زدايي ، مشارکت و نظاير آن همراه است ، مدرسه و تمامي ارکان و برنامه هاي آن بايد به طور مستمر مورد ارزشيابي قرار گيرد.
ارزشيابي آموزشي روشي براي مقايسه ي وضع موجود با وضع مطلوب ، ابزاري موثر و مفيد براي کارايي نظام آموزشي است . معلمان بايد به عنوان مديران کلاس هاي درس براي تصميم گيري هاي آموزشي و درسي در کلاس از ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در جريان بهبود    فعاليت هاي يادگيري دانش آموزان بهره ها ببرند . البته ارزشيابي فرآيندي مستمر و دايمي است و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان همانند ديگر ارکان آموزش وپرورش اگر از ارزشيابي هاي مکرر بي بهره باشد . مشکلات زيادي را دامن گير جامعه تعليم و تربيت خواهد کرد
توجه و روي آوري به ارزشيابي مستمر در نظام آموزشي و توسعه و تحول آن همواره چنين اهدافي را دنبال خواهد کرد :
1 - تغيير و تحول بنيادي نظام ارزشيابي در آموزش وپرورش
2 - تغيير و تحول بنيادي در ساختار و قوانين مربوط به ارزشيابي و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي
3 - تغيير و تحول بنيادي در سيستم ارزشيابي مستمر
4 - تغيير و تحول بنيادي در طراحي آموزشي و برنامه ريزي درسي
5 - تغيير و تحول بنيادي در فرآيند ياددهي – يادگيري
تحقق اهداف فوق زمينه را براي همگام شدن نظام ارزشيابي آموزشي با تحولات جهاني آموزش وپرورش تسهيل خواهد کرد و آموزش وپرورش کشور را پويايي مي بخشد.

 

تعريف ارزشيابي
اولين تعريف رسمي ارزشيابي به نام رالف تايلر  ثبت شده است وي ارزشيابي را وسيله اي جهت تعيين ميزان موفقيت برنامه در رسيدن به هدف هاي آموزشي مطلوب مورد نظر مي داند   ( کيامنش 1373)
کرانباخ  ارزشيابي را جمع آوري و استفاده از اطلاعات جهت تصميم گيري در مورد يک برنامه ي آموزشي مي داند . به عقيده ي او تعيين موفقيت يا عدم موفقيت برنامه هاي آموزشي فقط از طريق جمع آوري اطلاعات در موقعيت هاي واقعي ، ياددهي – يادگيري امکان پذير است و هرگونه تصميم گيري در مورد برنامه ي آموزشي بايد براساس اطلاعات جمع آوري شده صورت گيرد .
بي باي  درتعريف ارزشيابي مي نويسد . ارزشيابي فرآيند جمع آوري و تفسير نظام دار شواهدي است که در نهايت به قضاوت ارزشي با چشمداشت به اقدامي معين بينجامد . در اين تعريف منظور از عبارت اقدامي معين ، اتخاذ تصميم مناسب جهت بهبود برنامه است.

استافل بیم ارزشیابی را فرایند،تعیین کردن،به دست اوردن و فراهم ساختن اطلاعات مفیدی برای قضاوت در تصمیم گیری ها تعریف کردند.

عباس بازرگان ضمن تعريف ارزيابي آموزشي آن را پاسخ گويي به چهار سئوال مي داند و مي نويسد . ارزيابي آموزشي عبارت از انعکاس فعاليت هاي يک واحد يا پديده ي آموزشي در جهت بهبود و پيشرفت برنامه ها و فعاليت ها براي نيل به بازده و برون داد  مورد نظر.ارزيابي آموزشي مي تواند به چهار سئوال زير پاسخ دهد .
الف – مطلوبيت هدف آموزشي چه ميزان است ؟
ب – مطلوبيت طرح برنامه هايي که بايد به هدف ها تحقق بخشند ، چقدر است ؟
ج – مطلوبيت ساز و کار اجرايي هر يک از برنامه هاي پيش بيني شده چه ميزان است ؟

د – مطلوبيت عملکرد برنامه ها چقدر است ؟ ( بازرگان 1380)

 

علي اکبر سيف در تعريف ارزشيابي پيشرفت تحصيلي مي نويسد ، ارزشيابي پيشرفت تحصيلي عبارت است از سنجش عملکرد يادگيرندگان و مقايسه ي نتايج حاصل با هدف هاي آموزشي از پيش تعيين شده به منظور تصميم گيري در اين باره که آيا فعاليت هاي آموزشي معلم و کوشش هاي يادگيري دانش آموزان به نتايج مطلوب انجاميده اند و به چه ميزاني ( سيف 1379)
در تعاريف بالا از ارزشيابي و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي نکات زير قابل توجه و بررسي است
1 - در همه تعاريف بر تصميم گيري به طور مستقيم و غير مستقيم اشاره شده است . به عبارت عباس بازرگان ضمن تعريف ارزيابي آموزشي آن را پاسخ گويي به چهار سئوال مي داند و مي نويسد . ارزيابي آموزشي عبارت از انعکاس فعاليت هاي يک واحد يا پديده ي آموزشي در جهت بهبود و پيشرفت برنامه ها و فعاليت ها براي نيل به بازده  و برون داد  مورد نظر.
 ديگر در پايان هر ارزشيابي ما بايد در جهت بهبود برنامه ي مورد نظر تصميم مناسبي اتخاذ کنيم زيرا اگر اطلاعات حاصل از ارزشيابي براي تصميم گيري به کار گرفته نشود ، ارزشيابي بي فايده است به عبارت ديگر هدف اصلي و اساس ارزشيابي تصميم گيري در جهت بهبود بخشيدن برنامه هاست . البته اين بدان معنا نيست که در تصميم گيري ، معلم يا مدير به فکر تسويه حساب هاي شخصي خود با دانش آموزان برآيند زيرا در اين صورت است که ارزشيابي به جاي فراهم کردن بازخورد براي بهبود بخشيدن برنامه ها ، به منزله ي يک عامل بازخواست کننده براي مواخذه ي دانش آموزان و توجيهي براي برچسب زدن به آن ها در مي آيد .
2- ارزشيابي وسيله است نه هدف وسيله اي در جهت کمال برنامه ي آموزشي و رفع نواقص و وسيله اي در راه رسيدن به اهداف برنامه .
3 - ارزشيابي نقش بازخورد  را دارد ، بدين معنا که نواقص برنامه را به خود برنامه منعکس مي کند ا در چرخه ي سيستم رفع و اصلاح شوند .
4 - ارزشيابي يک امر مستمر است نه مقطعي يعني براي مثال فرآيند ياددهي – يادگيري نبايد

 

فقط در زمان هاي خاصي مورد ارزشيابي قرار گيرد بلکه بايستي به طور مداوم فرآيند مذکور را ارزشيابي کرد و در راه اصلاح آن گام هاي اساسي را برداشت .

هدف هاي ارزشيابي
ارزشيابي وسيله اي براي رسيدن به اهداف زير می باشد:
1 - شناخت توانايي و زمينه هاي علمي شاگردان و تصميم گيري بري انجام فعاليت هاي بعدي آموزشي
2 - شناساندن هدف هاي آموزشي در فرآيند تدريس
3 - بهبود و اصلاح فعاليت هاي آموزشي
4 - شناخت نارسايي هاي آموزشي شاگردان و ترميم آنها
5 - ايجاد رغبت و کسب عادات صحيح آموزشي در دانش آموزان
6 - ارتقاي دانش آموزان
آنچه مسلم است در اهداف شماره ي 3 و 4 ارزشيابي مستمر را مورد نظر می باشد.

دسته بندی ارزشیابی های آموزشی با توجه به زمان و هدف استفاده از  آنها:

از این لحاظ ارزشیابی های آموزشی و آزمون های مورد استفاده آنها به چهار دسته تقسیم      می شوند

ارزشیابی آغازین یا سنجش آغازین:

نخستین ارزشیابی معلم که پیش تر انجام فعالیت های آموزشی او به اجرا در می آید ارزشیابی آغازین یا سنجش آغازین نامیده می شود.این نوع ارزشیابی به دو منظور یعنی برای پاسخ دادن به دو پرسش زیر مورد استفاده قرار می گیرد:

1.آیا یاد گیرندگان بر دانشها و مهارت های پیش نیاز تازه از قبل مسلطند؟

2.یاد گیرندگان چه مقدار از هدف ها و محتوای درس تازه را قبلا یاد گرفته اند؟

 

هر چند که این ارزشیابی آغازین بسیار مفید است اما همیشه ضروری نیست.اما اجرای ارزشیابی آغازین زمانی ضرورت حتمی دارد که معلم از دانشها و مهارت های قبلی دانش اموزان خود اطلاع کافی نداشته باشد.این ارزشیابی به معلم کمک می کند تا کاستی های یاد گیری دانش آموز را برطرف کند.

 

ارزشیابی تکوینی یا مستمر:

انچه عمدتا به منظور کمک به اصلاح موضوع مربوط به ارزشیابی ،یعنی برنامه یا روش آموزشی ِمورد استفاده قرار می گیرد ارزشیابی تکوینی نام دارد.هدف از کاربرد ارزشیابی تکوینی در رابطه  با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان ،آگاهی یافتن از میزان و نحوه یادگیری آنان برای تعیین نقاط قوت و ضعف یادگیری و نیز تشخیص مشکلات روش آموزشی معلم در رابطه با هدف های آموزشی است.این ارزشیابی در طول دوره آموزشی یعنی زمانی که فعالیت آموزشی معلم هنوز در جریان است و یادگیری دانش آموزان در حال تکوین یا شکل گیری است انجام می شود .به همین دلیل به  نام ارزشیابی تکوینی داده اند.در ارزشیابی تکوینی هدف تعیین میزان توفیق یاد گیرنده در رسیدن به تک تک هدف های واحد درسی است و هیچ گونه مقایسه میان افراد مختلف مورد نظر نیست..

مزاياي ارزشيابي مستمر :
1 - جلوگيري از حجيم شدن مطالب آموخته شده
2 – کاهش ميزان شکست تحصيلي
3 - کاهش اضطراب و استرس در امتحان
4 - ايجاد انگيزه و رغبت در دانش آموزان به منظور تلاش در جهت رفع ضعف ها
5 – تقويت نقاط قوت دانش آموزان
6 - جلوگيري از شب امتحان درس خواندن

 


7 - برانگيختن ذهن دانش آموزان و ايجاد کنجکاوي و بررسي سئوالات عميق

 

 

 

ارزشیابی تشخیصی:

نوع دیگر ارزشیابی که آن نیز در جریان آموزش انجام می گیرد ارزشیابی تشخیصی نام دارد. علت این نام گذاری آن است که این ارزشیابی با هدف تشخیص مشکلات یادگیری دانش آموزان به کار می رود.ارزشیابی تشخیصی زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که معلم با مشکلات مبرم و مکرری در یک یا چند دانش آموز روبه رو می شود که با روش های اصلاحی معمول ارزشیابی تکوینی قابل رفع شدن نیستند.

آزمون های تشخیصی توصیف کاملی از نقاط قوت و ضعف یاد گیرندگان در زمینه های مهارتی خاص به دست می دهند.

 ارزشیابی پایانی:

در ارزشیابی تراکمی تمامی آموخته های دانش آموزان در طول یک دوره آموزشی تعیین میشود و هدف آن نمره دادن به دانش آموزان و قضاوت درباره اثر بخشی کار معلم و برنامه درسی یا مقایسه برنامه های مختلف درسی با یکدیگر است.از آنجا به این ارزشیابی تراکمی یا مجموعی می گویند که به وسیله آن می توان یاد گیری های متراکم یا مجموع یادگیری های دانش آموزان را در طول یک دوره آموزشی اندازه گیری کرد.این نوع ارزشیابی معمولا در پایان دوره آموزشی به عمل می آید و به همین سبب به آن ارزشیابی پایانی نیز می گویند.آزمون هایی که در ارزشیابی تراکمی مورد استفاده قرار می گیرند بسیار جامع و مفصل هستند.(سیف،1382)

روش های نوین ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ارزشیابی توصیفی(الگوئی جدید)

ارزشیابی پیشرفت تحصیلی یکی از عناصر مهم و اساسی برنامه های درسی و نظام های آموزش وپرورش جهان محسوب میشود.لذا با عنایت به اهمیت این عنصر در روند فعالیت

 

یاددهی- یادگیری ،ارائه شیوه نوین در این زمینه و ارتقا سطح دانش معلمان و سایر دست اندر کاران تعلیم و تربیت ،ضرورتی اجتناب ناپذیر است.از طرفی رویکرد یکسان موجود برای ارزشیابی تحصیلی از سال1303 تا کنون ،به صورت امتحان کتبی- شفاهی نمود پیدا کرده و در این رابطه ملاک ثابت(20-0)همواره  پایدار بوده است.در اکثر کشور های جهان نیزتوجه به ابعاد شخصیت فراگیر، ذهن علمای تعلیم و تربیت را به استفاده از شیوه های نوین ارزشیابی سوق داده است و تجارب موفقی در این زمینه موجود می باشد. امروزه نیازمند سیستم هایی از سنجش و ارزیابی هستیم  که به هر دانش آموز به دیده حرمت نگاه کند.موهبت های طبیعی و انسانی او را بسیار بیشتر از آزمون های سنتی نشان دهد.

پس آن نوع سنجش که بتواند تصویری واضح و سه بعدی از رشد مهارت ها،توانائی ها و دانش و نگرش دانش آموز بدهد قابل دفاع می باشد.برخلاف ارزشیابی کمی که با داده های کمی و ریاضی و عدد و ارقام سر و کار دارد و از قضاوت برخوردار است باید دانست که کیفیت این امر نسبی است و انعطاف پذیر می باشد و به طور کلی می توان گفت که کیفیت مقطعی نیست بلکه اندیشه ای مستمر است و بر  اساس تلاش و فعالیت فرد انجام می گیرد.

ارزشیابی توصیفی را می توان آموزش بدون نمره دانست. به جای تاکید بر ارزشیابی های پایانی باید بر ارزشیابی تکوینی (مستمر) تاکید داشت .در واقع ارزشیابی توصیفی به توصیف ارزشیابی های گوناگون که به شیوه های متنوع از دآنش اموز به عمل آورده ایم می پردازد.

ارزشیابی تحصیلی،فعالیتی است که معلم در جریان تدریس خود انجام می دهد.این فعالیت ،شامل

جمع آوری اطلاعات و داوری درباره وضعیت یاد گیری و پیشرفت دانش اموز است.

جمع آوری این اطلاعات از طریق شیوه های مختلف صورت می گیرد و نیازمند کسب مهارت و دانش کافی در این زمینه است.معلم باید با استفاده از نتایج حاصل از سنجش و ملاحظه اهداف و انتظارات آموزشی درباره وضعیت فرد ،داوری کرده ،ضعف ها و قوت های دانش آموز را

مشخص کند و برای بهبود فعالیت های یادگیری به او توصیه هایی را ارائه دهد.این طرح،الگوی کیفی است که تلاش می کند بر خلاف الگو های رایج ارزشیابی ،به جای کمی نگری از طریق توجه به معیار های برنامه درسی و آموزشی،به عمق و کیفیت یادگیری دانش آموزان توجه کند و توصیفی از وضعیت آنها ارائه دهد و ارزشیابی را در خدمت آموزش و یادگیری قرار دهد.

در الگوی ارزشیابی توصیفی ،علاوه بر رشد بعد عقلانی دانش آموز،به جنبه های دیگر رشد از

جمله بعد اجتماعی،عاطفی و جسمانی نیز توجه شده است.معلم در طول سال با مشاهده رفتار

وعملکرد دانش آموز گزارشی را از وضعیت او  به شکل توصیفی ارائه می دهد.این گزارش باید دقیق و حساب شده باشد و به دور از اغراق ،از الفاظ و کلمات مناسب استفاده شود. (سیف،1382)

هداف اساسي ارزشیابی توصیفی
• بهبود كيفيت فرآيند ياددهي ـ يادگيري.
• فراهم نمودن زمينه مناسب براي حذف فرهنگ بيست گرايي.
• تأكيد بر اهداف آموزش و پرورش به جاي تأكيد بر محتواي كتابها.
• فراهم نمودن زمينه مناسب براي حذف حاكميت مطلق امتحانات پاياني در تعيين سرنوشت تحصيلي دانش‌آموزان.
• افزايش بهداشت رواني محيط ياددهي ـ يادگيري يا كاهش فشار هاي رواني ناشي از نظام ارزشيابي موجود
(سیف،1382)

 نقش ارزشيابي در ارتباط با اجزا نظام آموزشي:
نقش ارزشيابي در ارتباط با اجزا نظام آموزشي اين است که:
دروندادهاي نظام آموزشي در چه سطحي هستند و از کجا بايد آموزش را شروع کرد(ارزيابي تشخيصي)؟

 

نظارت بر نحوه پيشروي فرايند هاي آموزشي.
مطلوبيت بروندادهاي واسطه اي چه ميزان است؟(ارزشيابي پاياني)
مطلوبيت عملکرد برنامه هاي مورد اجرا چقدر است؟
مطلوبيت پيامد برنامه هاي اجرا شده چقدر است؟
يکي از مهمترين اجزاي آموزش و پرورش فرايند ياد دهي يادگيري است. در فرايند ياد دهي يادگيري است که تمامي امکانات به کار برده مي شود تا تغيرات مورد نظر در شخص به وجود آيد. علاوه بر نقشهايي که براي ارزشيابي در بين اجزاي هر نظام آموزشي بيان کرديم، ارزشيابي در فرايند ياد دهي يادگيري(که يکي از اجزاي هر نظام آموزشي است) نقشها و کارکرد هاي ديگري نيز دارد که در اينجا بدان خواهيم پرداخت.
آموزش و پرورش فرايندي است متشکل و به هم پيوسته که تمامي اجزا آن در ارتباط با يکديگر و براي رسيدن به هدفي معين فعاليت مي کند. به طور کلي هدف آموزش و پرورش ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار، نگرش ها، علايق، توانايي ها، مهارتها، اعتقادات و به طور کلي همه ويژگي هاي فرد است.
تغيراتي که آموزش و پرورش خواستار ايجاد آن در دانش آموزان است، هدف هاي آموزشي ناميده مي شود. براي رسيدن به اين هدف ها، فعاليت هايي بايد صورت بگيرد. مجموعه اين فعاليت ها که دانش آموز با راهنمايي معلم و مدرسه انجام مي دهد برنامه ناميده مي شود. اجراي برنامه آموزشي به صورت هاي گوناگوني انجام مي گيرد و نحوه اجراي برنامه ها را روش مي نامند. تمام وسايل و امکاناتي که بکار گرفته مي شود مانند، کتاب، تخته سياه، کتابخانه، کارگاه، آزمايشگاه و... را وسايل آموزشي مي گويند. در پايان هر برنامه آموزشي معلمان علاقه مندند تغيرات حاصل در رفتار دانش آموزان را مورد ارزيابي و سنجش قرار دهند. تا معلوم نمايد چه اندازه به اهداف مورد نظر نايل شده اند. بنابر اين مي توان گفت : هدف، برنامه، روش، وسايل

 

و ارزشيابي عناصر عمده فرايند ياد دهي يادگيري هستند.
در ميان اين عناصر، نقش ارزشيابي نه تنها نظارت بر عملکرد و تغيرات رفتاري دانش آموزان، بلکه نظارت بر کارايي ساير عناصر را نيز بر عهده دارد. دراينجا ابتدا به نقش ارزشيابي در نظارت بر ساير عناصر ياد دهي يادگيري، و سپس به نقش ارزشيابي در نظارت به عملکرد دانش آموزان خواهيم پرداخت. و در پايان نقش هاي ديگري که ارزشيابي ايفا مي کند را بيان خواهيم نمود.
نقش نظارت بر اهداف
همان طور که ذکر شد سر آغاز کار تعليم و تربيت «هدف» است. هدف ما از ايجاد تغييرات در رفتار، نگرش ها، علايق، توانايي ها، مهارتها، و اعتقادات افراد چيست؟ هدف هاي نظام آموزشي بايد با توجه به نيازهاي بر آمده از محيط و شرايط فرهنگي، سياسي و اجتماعي تدوين شود. اما قابل ذکر است که نياز ها و شرايط به مرور زمان تغيير مي کند و به تبع آن اهداف آموزش و پرورش نيز بايد تغيير کند. براي اين منظور بايد در فواصل زماني نياز ها و شرايط جامعه را ارزيابي کرد و در هدف هاي نظام آموزشي تجديد نظر کرد (بازرگان، 1380).
نقش نظارت بر برنامه ها
دستيابي به وضع مطلوب در هر نظام آموزشي، اعم از خرد يا کلان، مستلزم آن است که تحقيق و ارزيابي آموزشي درباره زمينه هاي مربوط انجام پذيرد و برنامه ريزي توسعه آموزشي به عمل آيد و مديريت آموزشي اعمال شود. مديريت آموزشي چهارکارکرد دارد که در ارتباط با يکديگر عمل مي کنند. همانطور که مي بينيد ارزيابي يکي از کارکرد هاي مديريت آموزشي است که بر ساير کارکرد ها اشراف دارد.
ارزيابي که يکي از کارکردهاي مديريت آموزشي است مي تواند در نقش هاي تشخيصي، تکويني و پاياني ظاهر شود
(بازرگان، 1380). که در ادامه بدان خواهيم پرداخت.
                                                  

هر سازمان يا نظام آموزشي براي بر اوردن نيازهاي ويژه ايجاد مي شود. در انجام اين امر بايد نخست نياز ها را قبل از انجام درست هر اقدامي مشخص کرد. بنابر اين در ابتداي فعاليت هاي اموزشي بايد به قضاوت درباره نياز ها پرداخت، اين عمل را سنجش نياز ها يا ارزشيابي تشخيصي مي نامند. پس از اينکه بر اساس نياز ها به طراحي و برنامه ريزي نظام پرداخته شد، بايد آن را سازماندهي و سپس فرايند اجراي امور را ارزيابي کرد. نقش اين نوع ارزيابي، نظارت بر چگونگي انجام فعاليت هاي آموزشي، و در صورت لزوم تغيير جهت آنهاست. اين نقش را ارزيابي تکويني بازي مي کند. نقش سوم ارزيابي در تعيين بازده فعاليتهاي آموزشي است که طراحي يا تدوين آنها پايان يافته است و مراحل اجرايي آنها نيز به آخر رسيده است. اين نقش را ارزيابي پاياني بر عهده دارد (بازرگان، 1380)

نقش نظارت بر ابزار و روش اجراي برنامه

تا به حال به نقش عام ارزيابي به عنوان ناظر بر اهداف و برنامه آموزش و پرورش پرداختيم اما يکي ديگر از عناصر يک نظام آموزشي روش و ابزار اجراي برنامه است. سنجش و اندازه گيري در تعليم و تربيت، اطلاعاتي را براي مربي و برنامه ريزان فراهم مي سازد تا بر اساس آن تصميم مناسبي در مورد روشهاي تدريس و ابزار هايي که براي تدريس به کار مي روند، بگيرند. مثلا معلم تصميم مي گيرد کودک را در چه کلاسي قرار دهد؟ و يا چه نوع آموزشي را با استفاده از چه ابزار و وسيله و روشي براي او تدارک ببيند؟ مشکل او را در درس معيني تشخيص دهد، علت و موجبات او را پيدا کند و سرانجام راهي مناسب براي رفع آن پيشنهاد نمايد (نوذري،1374).
به طور کلي، ارزيابي آموزشي مي تواند به سوال هاي زير پاسخ دهد:
مطلوبيت هدف هاي آموزشي چقدر است؟
مطلوبيت طرح و برنامه هايي که بايد به هدف ها تحقق بخشد چقدر است؟
     مطلوبيت سازوکار اجرايي(روش و وسيله) هريک از برنامه هاي پيش بيني شده چه ميزان    است؟                   
همانطور که ذکر شد، نقش خاص ارزشيابي، نظارت بر عملکرد افراد نسبت به اهداف نظام آموزشي است. در ادامه بحث سعي خواهيم کرد بيشتر به نقش خاص ارزشيابي در نظام آموزش و پرورش  بپردازيم                                                        .        
سنجش و ارزشيابي در آموزش و پرورش را مي توان به عنوان وسيله اي براي گرد آوري يک رشته اطلاعات منظم، درباره ويژگي هاي رفتار، نگرش، علايق، توانايي ها و اعتقادات آدمي دانست، و اطلاعاتي که از اين طريق گرد آوري مي شوند، پايه و اساس يک سلسله تصميم گيري هاي خاص است. مقصود اصلي از اين جمع آوري اطلاعات «شناخت فرد» است و منظور از شناخت فرد يعني توصيف کامل و جامع او به گونه اي که بتوان درباره ويژگي هاي جسماني و رواني او اطلاعات مناسب و دقيقي فراهم کرد. ترديد نيست که هر اندازه اطلاعات گردآوري شده منظم تر، مناسب تر، و دقيق ترباشد، دست اندر کاران تعليم و تربيت بهتر مي توانند به فرد کمک کنند تا بتواند درک درستي از خود پيدا کند، مسايل خويش را بشناسد، تصميمات درست و شايسته بگيرد و راه حل مناسبي را براي مشکلاتش پيدا کند
(نوذري، 1374).
ارزشيابي به طور خاص نقشهاي متفاوتي را در آموزش و پرورش ايفا مي کند.

نقش بازخورد دهنده
بازخورد به معلم: يکي از مهمترين کارکرد هاي ارزشيابي بازخورد به معلمان در مورد کارامدي تدريس آنها است. ارزشيابي آخرين حلقه از فعاليت هاي آموزشي معلم و تکميل کننده ساير فعاليت هاي اوست. ارزشيابي ماهيتاً، يک فرايند کيفي است و در اين مرحله، معلم با استفاده از روشها و فنون مختلف بازده هاي يادگيري دانش آموزان و دانشجويان را سنجش مي کند، و ميزان توفيق آنان را در دستيابي به هدف هاي آموزشي تعيين مي کند. همچنين معلم با

 

انجام اين کار ميزان موفقيت خود در پياده کرده کردن مراحل مختلف طرح آموزشي اش را تعيين مي کند                                                                                                           (  سيف ،1379).
بازخورد به دانش آموز: از طريق ارزشيابي دانش آموزان از نتايج تلاشهاي خود آگاه مي شوند. براي مثال، اجراي ارزشيابي هايي منظم به آنها کمک مي کند تا بازخورد لازم را درباره نقاط قوت و ضعف خود به دست آورند
(کديور، 1379).
نقش ايجاد کننده انگيزش
يکي از کاربرد هاي ارزشيابي، ايجاد انگيزش در دانش آموزان به دليل تلاشهاي آنهاست (کديور، 1379).

نقش ارائه دهنده اطلاعات              
دادن اطلاعات به والدين: ارزشيابي هاي مختلف مدرسه از دانش آموزان، موجب مي شود که والدين در جريان پيشرفت فرزندان خود قرار گيرند. ثانياً، ارائه اين نتايج در طول سال موجب واکنش هايي از جانب خانواده مي شود (کديور، 1379).
دادن اطلاعات براي انتخاب: به نظر بعضي از جامعه شناسان، وظيفه مدرسه اين است که دانش آموزان را براي نقش آجتماعي بعدي آنها طبقه بندي کند. اين طبقه بندي به تدريج و به کمک ارزشيابي، در مدرسه انجام مي گيرد
(کديور، 1379).
دادن اطلاعات براي پاسخگويي مدرسه: اغلب، ارزشيابي از دانش آموزان مي تواند براي ارزشيابي معلمان، مدارس، نواحي يا حتي استانها به کار رود. اين ارزشيابي مي تواند براي ارتقا يا کنار گذاشتن مديران، معلمان و حتي راهنمايان استفاده کرد
(کديور، 1379).
نقش هدايت کننده شيوه مطالعه دانش آموزان و شيوه تدريس معلمان:
«هر چند به ظاهر چنين تصور مي شودکه سنجش پايان دهنده فعاليتهاي آموزشي معلم و تابع هدف هاي اوست، اما واقعيت اين است که غالبا سنجش و اندازه گيري تعيين کننده فعاليت هاي

 

آموزشي معلم و کوششهاي يادگيري دانش آموزان و دانشجويان است. به سخن ديگر چگونگي مطالعه و يادگيري دانش آموزان و نحوه آموزش معلمان مستقيما از ماهيت سنجش تاثير مي پذيرند. مثلا نحوه مطالعه و آماده شدن براي يک امتحان تشريحي با يک امتحان تستي متفاوت است. به عنوان نمونه ، پژوهش هاي تري(1993) و داگلاس و تالمادج(1934) نشان داده اند که وقتي يادگيرندگان مي دانند امتحان آنان تشريحي خواهد بود بر يادگيري مفاهيم کلي تاکيد خواهند کرد و به ايجاد روابط ميان مفاهيم و مقابله و مقايسه آنها خواهند پرداخت. در مقابل، يادگيرندگاني که خود را براي آزمون چند گزينه اي آماده مي کنند بر حفظ کردن اطلاعات واقعي و انديشه هاي جزئي تاکيد مي ورزند» ( سيف، 1387).
«بنا به گفته پوفام(2002)، در موقعيت هايي که آموزش معلم بر سنجش يادگيري تاثير دارد، وي با بهره گيري از برنامه درسي، ابتدا هدفهاي آموزشي خود را تهيه مي کند و به طراحي و اجراي فعاليت هاي آموزشي اش مي پردازد، سپس به سنجش هدف ها اقدام مي کند. در موقعيتهايي که سنجش بر آموزش تاثير دارد، معلم باز هم ابتدا به بهره گيري از برنامه درسي به تهيه هدف هاي آموزشي خود اقدام مي کند، اما پس از آن به تهيه ابزار سنجش بر اساس آن هدف ها مي کوشد، و در آخر فعاليت هاي آموزشي خود را به اجرا در مي آورد»
(سيف 1387).
نقش ارتباطي ارزشيابي
از يک ديد ديگر مي توان ارزشيابي را نوعي وسيله ارتباطي بين مدرسه، دانشگاه، سازمانهاي اجتماعي و خانواده دانست. دراين ديدگاه معلم و دانش آموزان، به نوعي، سنجش و اندازه گيري مي شوند تا درباره آنها تصميمات آموزشي اتخاذ شود. منطقه آموزشي نيز به وسيله نمره ها از عملکرد مدارس و معلمان آگاه مي شود. دانشگاه ها نيز با توجه به همين نمره ها دانشجو مي پذيرد. و سازمانها هم با توجه به مدارک افراد آنها را به کار مي گيرد (کديور، 1379).

 منابع:


بازرگان،عباس(1380). ارزشيابي آموزشي. تهران، سمت.
سيف، علي اکبر(1387).سنجش فرآيندو فرآورده يادگيري:روشهاي قديم و جديد. تهران : دوران.
سيف، علي اکبر(1379). روانشناسي پرورشي چاپ پانزدهم(1385)، ويراست پنجم.تهران: آگاه.
سیف،علی اکبر(1382).اندازه گیری،سنجش،ارزشیابی آموزشی.تهران:دوران
کديور،پروين(1379). روانشناسي تربيتي. تهران: سمت.
کیامنش،علیرضا(1373).روش های ارزشیابی آموزشی(رشته علوم تربیتی).تهران:دانشگاه پیام نور
نوذري، ابوالقاسم(1374). مقدمه اي بر سنجش واندازه گيري علوم تربيتي. تهران:آواي

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 20:11 توسط دکتر محمد غفاری مجلج |